ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1620
سفرنامه شاردن ( فارسى )
دخالت در اين ماجرا بىنياز دارد . اما وقتى ديد كه همهء حاضران به جانبدارى از پسر كوچكتر همآواز ، و متفقا بر آن شدهاند به دستاويز عذرهاى خوارمايه و مغرضانه پسر بزرگ را از حقّ قانونى و شرعى خويش محروم كنند با بيانى مؤدبانه توأم به متانت و ظرافت و رقّت كلام چنين گفت : « شاهزادگان ، جاهمندان ، عظماى دربار ، پيشنهاد و اعمال نفوذ شما در امر محروم داشتن پسر بزرگ شاه متوفّى از سلطنت و گماردن پسر كوچك به جاى او كارى نادرست و مغاير با قانون دين و مخالف عدل و انصاف ، و توجّه عميق شما به برخى مقاصد ناصواب و غير انسانى است ، و من با نهايت جرأت و حرارت مىگويم همه دلايلى كه براى به سلطنت نشاندن حمزه ميرزا به جاى صفى ميرزا فرزند ارشد شاه فقيد بر زبان آوردهايد و بدانها استناد مىجوييد سست و خوارمايه و غير منطقى است ، و اجازه دهيد به صراحت تمام اظهار بدارم ، همچنانكه خود مىدانيد ، و از آنچه در دلتان مىگذرد بهتر از من آگاهيد علت اصلى تمايل شديد شما به سلطنت حمزه ميرزا آنست كه در حقيقت خودتان مدتى نسبتا دراز بر كشور فرمانروايى كنيد ، و گر نه آنچه دربارهء كشته شدن شاهزاده صفى ميرزا يا محروم بودنش از حليهء بصر بر زبان آورديد همه دروغ و افسانه ايست كه براى دست يافتن به قدرت مطلق و رسيدن به مقاصد غير منصفانهء خود آفريدهايد ، و اگر چنين وقايع بدى روى مىنمود من هرگز بىخبر نمىماندم . تأكيد و تأييد مىكنم كه من پس از عزيمت شاه از پايتخت به مازندران از كم و بيش همهء وقايعى كه در حرمسرا به وقوع پيوسته آگاهم ، و همه جا و همه وقت با شاهزاده كوچك همراه بودم . اگر خواجهاى كه به قول شما سريعا به دستور شاه راهى اصفهان شده بود ، حامل فرمان محرمانهاى براى فراهم آوردن موجبات محروميت شاهزاده صفى از جانشينى شاه بود من از آن بىخبر مىماندم ؟ و آيا شاه فقيد در شرايط زندگى پسر كوچكش به منظور اينكه پس از مرگ او به سلطنت رسد تغييراتى نمىداد ، و بر حشمت و تربيتش نمىافزود ؟ و آيا اين خبر را از من و زن محبوبش نورالنسا پوشيده مىداشت ؟ و اگر بر خلاف آنچه شما مىپنداريد مىخواست اين خبر از من كه پيوسته در حرمسرا به سر مىبردم نهان ماند شما كه هيچگاه جرأت درآمدن به حرمسرا نداريد ، بلكه ياراى نگريستن به ديوارهاى آن را در خود نمىبينيد چگونه از اين خبر آگاه گشتهايد ؟ ساده و كوتاه بگويم خبرهايى كه ساخته و پرداخته ذهن و